پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

114

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

دست آنان بريزند . چنان‌كه همين موضوع را كراتينوس « 1 » شاعر در شعرهاى خود ياد كرده است . « 2 » گورگياس « 3 » لئونتينى درباره‌ى او اين عبارتها را به كار مىبرد : توانگرى مىاندوخت تا بتواند آن را به كار برد آن را به كار مىبرد تا بتواند سرفرازى پيدا كند . كريتياس « 4 » كه يكى از سى تن بيدادگر بوده در شعرهاى اندوهگين خود كه چيزهايى را براى خود آرزو كرده از جمله پاك نهادى كيمون را آرزو مىكند . ليخاس « 5 » را مىدانيم كه در يونان از اين جهت شهرت يافت كه در روزهاى ورزش كه بچگان لخت مىدويدند او هميشه ميزبانى كرده كسانى را كه از شهرهاى ديگر براى تماشاى آن ورزشها مىآمدند ميهمان مىساخت . ولى بايد گفت كه بزرگ‌منشى كيمون از همه آنچه كه آتنيان پيشين داشتند بيشتر بود و دهش و ميهمان‌نوازى آنان را پاك از يادها برد . اين حق آتنيان است كه به خود باليده بگويند پدران پيشين ايشان به يونانيان ياد دادند كه گندم را چگونه بكارند و از چشمه‌ها چگونه آب بردارند و آتش را چگونه بيافروزند ، ولى كيمون هم با گشاده داشتن در خانه خود به روى همگى مردم شهر و با آزادى دادن به همه رهگذريان كه از ميوه‌ها و بارهاى باغها و زمينهاى او بهره بردارند به همه جهانيان ثابت نمود كه خبرهاى شگفت‌آميزى كه در متولوگيهاى يونانى به زمان فرمانروايى كيمون نسبت مىدهند همگى راست و بجا بود . آنان كه ايراد گرفته مىگويند او اين كار را به قصد آن مىكرد تا توده مردم را هوادار خود گرداند پاسخ آنان را كارهاى ديگر او خواهد داد كه هر كدام جهتى جز از پاك نهادى نداشته . از جمله اينكه به همدستى آريستيديس با ثميستوكليس كه به توده مردم اختيار بيش از اندازه خود تهيه مىكرد نبرد آغاز كرد و جلو او باز گرفت . نيز در برابر ايفيالتيس « 6 » كه براى خرسندى توده به برانداختن حق قضاوت محكمه اريئوپاگوس « 7 » مىكوشيد ايستادگى نمود .

--> ( 1 ) . Cratinus ( 2 ) . پلوتارخ آن شعرها را آورده ولى ما ترجمه نكرديم . ( 3 ) . Gorgias ( 4 ) . Critias ( 5 ) . Lichas ( 6 ) . Ephialtes ( 7 ) . Areopagus